على اكبر قرشى بنابى
11
تفسير احسن الحديث (فارسى)
10 - الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ اين آيهء گوشهاى از تدبير را بيان مىكند ، زمين در ابتداى خلقت براى زندگى آماده نبود چنان كه در سورهء فصلت خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ . . . گذشت زمانهاى بسيارى گذشته كه زمين براى آفرينش موجود زنده و انسان آماده شده است . جريان پيدايش راهها در زمين و سهولت انتقال از اين طرف به آن طرف يكى از تدبيرهاى خداست ، اگر همهء زمين كوهستانها بود و كوهها همچون ديوارهاى طبيعى به وجود مىآمدند ، زندگى در آن ناممكن مىشد و رفت و آمد قطع مىگرديد . منظور از « تهتدون » ظاهرا راه يافتن در زمين و هدايت به انتقال از جايى به جايى است . اين آيه همان آيهء 53 سورهء طه است كه در اينجا به جاى « سلك » لفظ « جعل » آمده است . نظير اين است آيهء : وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً نوح / 21 . 11 - وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ تُخْرَجُونَ گوشهء ديگرى از نظم جهان است كه بدون آن نه حيات به وجود مىآمد و نه ادامه پيدا مىكرد ، مشيت ازلى بر آن قرار گرفته كه درياها در اثر تابش آفتاب تبخير شده ، به صورت ابرها در آيند . آن گاه بوسيله بادها به سوى خشكيها حركت كرده و به صورت باران و برف در زمين بنشينند تا ديار مرده زنده شده ، خوراكيها كه پشتوانه زندگى هستند به وجود بيايند . پاك و منزه است پروردگارى كه : آب و خاك و گازهاى هوا را به هم مخلوط